
قفسهی سینهم تیر میکشه و درد میکنه. همهی پرستارهای بیمارستان ما خانم هستن. دکتر گفت نوار قلب بگیرم، اما روم نشد بگم اونا برام انجامش بدن. نفسم سنگین شده. دلم برای زنم تنگ شده.
شاید بگین چرا میگی زنم و نمیگی خانمم؟ چون نمیخوام با خودم تعارف داشته باشم. زنم گفتن، از روی صمیمیته و بیاحترامی نیست. پس دلم برای زنم تنگ شده.
داره برف میاد. هر جوری فکر میکنم شرایط خیلی افتضاحی هم ندارم، ولی این شدت از اضطراب رو منطقی نمیدونم. میدونم باید تحت نظر روانپزشک باشم، اما این روزا روانپزشکی پول میخواد.
جداً نفسم سنگین شده. نمیدونم باید چیکار کنم. چت جیپیتی میگه باید پیگیری کنی. باید فردا برم واسه نوار قلب. امیدوارم هر چی که هست، درمان پرخرجی نداشته باشم.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی