اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهدلم برای زنم تنگ شدهقفسهی سینهم تیر میکشه و درد میکنه. همهی پرستارهای بیمارستان ما خانم هستن. دکتر گفت نوار قلب بگیرم، اما روم نشد بگم اونا برام انجامش بدن. نفسم سنگین شده. دلم برای زنم تنگ شده.شاید بگین چرا میگی زنم و نمیگی خانمم؟ چون نمیخوام با خودم تعارف داشته باشم. زنم گفتن، از روی صمیمیته و بیاحترامی نیست. پس دلم برای زنم تنگ شده.داره برف میاد. هر جوری فکر میکنم شرایط خیلی افتضاحی هم ندارم، ولی این شدت از اضطراب رو منطقی نمیدونم.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهچرک کف دست ندارین بهم قرض بدین؟کاشکی یکی یه پول خیلی زیاد بهم بده.ترامپ طوری رفتار میکنه انگار مسخرهی پدرشیم. کاری که کرد، آدم رو یاد جنگ سال ۵۹ تا ۶۷ میاندازه. حالا شاید بگین ربطی نداره.چند وقت پیش توی یه کتابی خاطرات آشپز خصوصی صدام رو میخوندم. گویا یه بار همراه صدام میبرنش تو دل جنگ که برای صدام غذا درست کنه. میگه ایرانیا یههو عملیات میکنن و همه فرار میکنن.در توصیف حملهی ایرانیا (نقل به مضمون) میگه: ایرانیا خشمگینانه و بیمحابا حمل
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
اتفاقیکسی که اغلب کمک میخواد، اما بیشتر کمک میکنهچیز مهمی ننوشتمچارهش فقط مردنه. من آدم ناله کردن نیستم. ولی واقعاً اگه بمیرم صلاحه. توی سیویکوخردهای سال زندگی، حالا حس میکنم که چارهش فقط مردنه. من نمیتونم دنیا رو بیخیال بشم. نمیتونم بزنم به خلبازی و ول کنم همه چی رو. کاش میتونستم. من تکتک کلماتی که میشنوم برام مهمه و این منو به یه آدم منزوی تبدیل کرده که ترجیح میده حرف نزنه که یه وقت به کسی برنخوره. حالا شاید بگین خب چیز مهمی نیست.اول اینکه ممکنه برای شما چیز مهمی نباشه.دوم اینک
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی


خدایا
چرا مثلاً هفتاد سال عمر اعصابخردکن میدی، به جاش سی سال عمر خوشگل و پر از کیف نمیدی؟ فازت چیه؟
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
کاش مشکلات روحی آدما نمود جسمی هم داشت.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
یه نفر پنجه گذاشته رو گلوم.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
فکر نمیکردم به اینجا برسه.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
چرا نمیشه؟ چرا یه شغل کوفتی واسه من پیدا نمیشه؟ واقعاً چیکار باید بکنم که نکردم؟ کجا رو کم گذاشتم؟
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
این نوشتار کاملاً خیالی است. دلیل نوشتنش را نمیدانم.
بسمه تعالی
ریاست محترم کارگاه فلان فلان گروه، جناب آقای فلان فلانی
با سلام
اینجانب «رفیق رفیقی» (!) فرزند فلانی و فلانی با فلان کد ملی، با توجه به عدم توانایی در انجام کار و عدم داشتن شایستگی در به پایان رساندن وظایف خود، توان ادامهی همکاری را با این پروژه ندارم. لطفاً نسبت به اخراج اینجانب دستورات لازم را مبذول فرمایید.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
عکسی که از نوشتههای کاغذیم گرفته بودم، آپلود نشد. حوصله ندارم دوباره بنویسم. فقط بدونین امروز بهترم.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
یادم رفت بگم که از صدای کیبوردش خوشم میاد.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
گر برسد ناله سعدی به کوه کوه بنالد به زبان صدا
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی