عرق ریزان روح یعنی همین
دارم به این فکر می کنم که چقدر باید این روح عرق بریزه تا من از خودم خوشم بیاد؟
حس می کنم این اتفاق می افته. مگه می شه یه آدم تو مشیر درست راه بره و هیچ وقت نرسه؟ مگه می شه؟ مگه داریم؟
آدم از نشانه های توی مسیرش می فهمه که داره درست می ره یا غلط. من هر تابلویی که می بینم داره می گه که تو داری درست می ری.
عرق ریزان روح یکیش. زندگیت نوشتن باشه من م یکیش. زندگیت خوندن باشه هم یکی دیگه. زندگیت دیدن و کسب اطلاعات باشه هم یکی دیگه.
شاید نشانه های دیگه هم وجود داره که من ازشون بی خبرم. ولی لابد هنوز توی مسیرم بهشون برخورد نکردم. چیزی که کاملاً واضحه اینه که من موفق می شم حالا ممکنه دو ماه دیگه باشه که فکر می کنم خیلی زوده و جنبه ندارم. ممکنه سی سال دیگه باشه که به نظرم خوبه. تو این مسیر گاهی لنگ می زنی، گاهی می دوی، گاهی آروم راه می ری. به هر حال مهم اینه که نایستادی.
برچسب:
نویسنده: نرگس قاسمی
تاريخ: چهارشنبه
7 مهر
1395 ساعت: 11:16