خرید بک لینک

چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۱۳


عینک روی چشمت بگذار تا جهان را بهتر ببینی
آینه را بهتر ببینی
درخت گل سر را بهتر ببینی
ارتش سرخ را بهتر ببینی
مرا بهتر ببینی با چشم هایی که به وضوح دو تا قلب می شوند وقتی تو را می بینند
زودتر برو پیش دکتر چشمانت را ببیند...
نه نه پیش دکتر نرو
دکتر مجبور می شود به چشمان تو خیره بماند
و عسل که در چشمانت ببیند
کار من ساخته است
دکتر زن اگر پیدا کردی برو و اگر پیدا نکردی صبر کن خودم می روم چشم پزشک می شوم و بیا معاینه ات می کنم
ولی برای چشمان تو انقدر صبر کردن خوب نیست
بهترین چشم پزشک زن را پیدا می کنیم با هم
که تو را معاینه کند
با همان عینکی که از وقتی روی چشم هایت نشسته، احساس غرور و زیبایی می کند، برویم در رستورانی بین راهی، همزمان با طلوع آفتاب صبحانه بخوریم و رود عسل جاری شود روی میز
یک کلام ختم کلام
عینک ها صابون به دلشان زده اند که بروی انتخابشان کنی
عینک می شوم
انتخابم کن

نوشته شده توسط محمدامین در ساعت 19:8 | لینک |

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 14:13

صفحه بندی