خرید بک لینک

واقعاً چه بلایی سرمون اومده که هر گوهی رو بهعنوان شغل میپذیریم؟ یعنی چی؟ چرا هیچ انتخابی نداریم؟ چرا روح و روانمون رو میذاریم پای چیزی که دوستش نداریم؟ چرا بقیه باید این فشار رو به ما وارد کنن و اگه قبولش نکنیم احساس کنیم گناهکاریم؟

دیشب کل فامیل زنگ و تبریکگویان شغل جدیدم رو دورادور جشن گرفتن. البته از لطف زیادشون بوده ها؛ منکرش نیستم، ولی میدونن که قراره با کولهباری از بیماریهای روحی و روانی برگردم؟

دیشب همخونههام گفتن که به خودت سخت نگیر. من که خودم میدونم این من نیستم که برای خودم سختش کردهم؛ ذاتاً سخته.

ببینید، یه نالهی الکی نیست. من اگه یه کاری رو بلد باشم، خوب انجامش میدم و برام سخت نیست. عزیزان، این کار برای من نیست. وگرنه میدونم هرکاری سختیهای خودش رو داره.

من مشکل خاصی ندارم. من فقط کلافه و خستهم.

برچسب: نویسنده: نرگس قاسمی تاريخ: پنجشنبه 27 بهمن 1401 ساعت: 14:40

صفحه بندی